اون قسمت از برزگسالی هستم که در حال گریه کردن باید تلاش کنم و راهی جز صبر و توکل و تلاش نیست.
به قول بچههای بلادهای غرب:
Do it any way
خدایا شکرت همیشه یه مشکلی برام هست که حلش کنم تا اگه به پیروزی رسیدم بدونم از کجا به کجا رسیدم
اما آقای خدا کمی اسون به من میگرفتی چی میشد
خلاف که نبود رفتیم کارشناسی ناپیوسته مهندسی حرفهای کامپیوتر نرمافزار خوندیم
همش بازی با کلماته حالا برای ما وزارت علوم طاقچه بالا میذاره میگه که مهندسی کامپیوتر پیوسته برامون مهمه:)
اما بازم شکرت، چون بالاخره خودت گفتی بعد از هر سختی دو آسونی هست.شکرت بخاطر اینکه ادمای خوب دوباره سر راهم قرار گرفتن شکرت که از سین و عین رها شدم.
شکرت بخاطر اینکه نه غم موندنیه نه شادی.
همین دیگه شکرت.
برچسب:
نویسنده: مهسا زارعیان